ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
520
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
بزرگ است گزارشهاى خود را به صدر اعظم ، كه شش سال استمرار داشته ، به علاوه ، همه ملاحظات سفيران دول بيگانه دربارهء دولت عثمانى و مذاكرات با تالران و كنت روميانتسف و تولستوى را با خاطرات شخصى خود آورده ، و چيزى كه اهميت كتاب را افزون مىكند اين كه مؤلّف جوابها و تعليمات دولت خويش را نيز ياد كرده است . ولى متن مختصر ، فقط اوضاع داخلى فرانسه و چيزهاى معروف را ياد مىكند و با مقايسهء آن با گزارش محمّد سعيد كه به سال 1820 / 1132 ه . مربوط مىشود تغييرات رخ داده را توان دانست . مؤلّف به دقّت ملاحظه و آشنايى كامل با اصول رفتار ديپلماسى ، ممتاز است . اهميت گزارش وى از لحاظ جغرافيا ، به معنى وسيع ، مورد تأمل نيست ، زيرا تابلويى از سفر به دست مىدهد و در عين حال اوضاع جارى اروپا را در آن روزگار بدقت تحليل مىكند و اين ، بجز چيزهاى ديگر ، يكى از هدفهاى اساسى سفارت بوده است . 265 چون در صدد تحليل آثار پرمايه و پر مطلب هستيم ، شايد تذكار اين مطلب جالب باشد كه سفارتنامههاى منظوم نيز به همان سبك و روش كه در گزارشهاى منظوم حجّ ديديم به وجود آمده است . بهترين نمونهء آن سفارتنامهء حاجى على آقازشتولى ( متوفّى به سال 1761 / 1174 ه . ) است كه از كلمهء منسوب معلوم مىشود از زشتوه ، يعنى شهرسستوواى بلغار ، بوده و به سال 1754 / 1168 ه . به لهستان فرستاده شده تا خبر به تخت نشستن سلطان عثمان سوّم را اعلام دارد . 266 در مؤلّفاتى از اين نوع ، شكل بر مضمون غالب است و بندرت مطالب جغرافيايى قابل ملاحظه دارد . در اثناى اين قرنها لهستان و روسيه در فعاليّت سياسى تركه مقامى برجسته داشته و عجب نيست كه تعدادى سفارت با هدفهاى مختلف به اين دو كشور فرستاده شد كه گزارشهايى همانند از بعضى آنها بهجا مانده كه گهگاه به طور كامل يا ناقص به زبان روسى يا لهستانى ترجمه شده است . دربارهء سفارتنامههاى لهستان كمى گفت و گو مىكنيم زيرا نزديك است پردهء فراموشى بر آن كشيده شود . مطالعهء اين موضوع به همّت سنكوفسكى خاورشناس در نخستين دورهء فعاليّت علمى او انجام گرفت و از سال 1825 در جلد دوّم مجموعهء مقالات خويش به زبان لهستانى سه تا از اين سفارتنامهها را با ترجمهاى مختصر از روى متن موجود در تاريخ احمد واصف افندى ( متوفّى به سال 1806 / 1221 ه . ) آورد . 267 مقدم بر همه از لحاظ زمانى درويش محمّد است كه به سال 1755 / 1168 ه . به عنوان سفير به روسيه رفت 268 تا به تخت نشستن سلطان تازه را اعلام دارد و ، بجز گزارش راه از استانبول تا پطرزبورگ ، استقبالى را كه در شهرها از او كردهاند و ملاقاتهايى را كه با مستشار بستوجف و معاون او داشته است بتفصيل ياد مىكند ، و گهگاه گزارش وى مطالب طنز آميز دارد . ملاحظات وى دربارهء كيف ، نووگورود ، بالماسكهء دربار امپراتورى ، بندر كرونشتات ، و قصر پترهوف كه بخصوص دربارهء آن دقيق